خورشاه بن قباد الحسينى

285

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

بود متصرّف شد و لشكر بسيار درهم كشيده اظهار مخالفت كرد و در همان ايّام قلعهء رهداس « 1 » كه اساس آن در محكمى با سدّ سكندر برابرى مىكرد و برج و بارويش در ارتفاع با ايوان كيوان دعوى همسرى مىنمود ، در حيطهء او درآمد و در شهور سنهء ست و اربعين و تسعمايه [ 946 ] كه حضرت پادشاه جم جاه همايون پادشاه با لشكرى اندك از بنگاله متوجّه اگره بود در موضع جوسا سر راه بر آن پادشاه گيتىپناه گرفته دستبردى عظم نمود و در همان سال بر ولايت هندوستان فرمانروا شده در دار الملك دهلى بر تخت سلطنت بنشست . ذكر سلطنت شير خان افغان آن جناب پادشاهى بود در كمال عظمت و استقلال و خسروى در نهايت شوكت و اجلال ، لشكر فراوان و سپاه بىپايان در ظل رايت و لواى ظفردرايت او جمع بودند . چون در ميانهء سلاطين هند ، اسب معتبر است و عدد لشكر را از شمار اسب قياس مىنمايند ، بين الانام چنان اشتهار يافته كه نه لك اسب كه عبارت از نهصد هزار باشد در لشكر شير خان داغ تمليك داشتند و سه هزار فيل قوىهيكل كوه‌پيكر خزانه و اسباب سلطنت او را برمىداشتند . خزاين و دفاين سلاطين بنگاله كه سالهاى دراز جمع شده بود ، با اسباب و اموال و افراس و افيال مغولان به تمام در حيطهء تصرّف او درآمد و حكم شده بود كه در ممالك محروسه از براى تجّار و مسافرانى كه از ديار قريب و بعيد مىآيند ، در هر يك فرسخ شرعى كاروان‌سراى بسازند و ما بين هر دو كاروان‌سرا را درختها نشانيده خيابانها بپردازند تا مسافران [ 216 ] روز در سايه به راه روند و شب در كاروان‌سرا خواب امن نمايند و در هر كاروان‌سراى چند در دكّان ساخته بودند و مردم نشانيده و از جنس مأكول ، بلكه ملبوس نيز آنچه مسافران را در كار بود در آن دكاكين يافت مىشد و همچنين از براى فقرا و مساكين كه زاد و توشهء راه نداشتند ، وظيفه تعيين فرمود و هر روز چند ديگ طعام پخته جهت اين جماعت در مجموع كاروان‌سراها مهيّا بود ، امّا با وجود اين

--> ( 1 ) . رهداس رهتاس : در دامنهء كوه كشمير است . ( تاريخ الفى ، ص 411 ) .